X
تبلیغات
بهداشت وروان -

بهداشت وروان

سلامت و بهداشت روانی در قرآن
در قرآن كریم آیات بسیاری وجود دارد كه فطرت وجودی انسان و حالات گوناگون روان او را متذكر شده علل و عوامل انحراف و بیماری ها و همچنین راه های تهذیب و تربیت و درمان روان انسان را نشان داده است.
صفحه آخر بعدى

در قرآن كریم آیات بسیاری وجود دارد كه فطرت وجودی انسان و حالات گوناگون روان او را متذكر شده علل و عوامل انحراف و بیماری ها و همچنین راه های تهذیب و تربیت و درمان روان انسان را نشان داده است.

آیاتی كه در خصوص روان انسان در قرآن كریم وجود دارند نشانه هایی هستند كه انسان برای شناختن خود و خصلت های گوناگونش می تواند از آن ها راهنمایی بجوید و برای دست یابی به روشی درست به منظور تهذیب و تربیت نفس خویش، توسط آیات مزبور ارشاد شود. ما به طور كامل می توانیم به كمك حقایقی كه در قرآن درباره انسان و صفات و حالات روانی او آمده است، به ترسیم چهره ای درست از شخصیت انسانی راهنمایی شویم و نیز انگیزه های اصلی محرك رفتار انسان و عواملی را كه در هماهنگ كردن شخصیت و تكامل و ایجاد بهداشت روانی او تاثیر به سزایی دارند، بشناسیم تا «روان شناسی قرآن» به صورت هماهنگ و منسجم در اختیار ما قرار گیرد.

روان شناسان جدید به دلیل این كه در پرتو پژوهش های خویش روش علوم تجربی را به كار می گیرند، خود را تنها در چارچوب بررسی آن بخشی از پدیده های روانی كه امكان مشاهده و بررسی موضوعی آنها وجود دارد، محصور می كنند و از پژوهش و كاوش درباره بسیاری از پدیده های مهم روانی كه از محدوده مشاهده و آزمون تجربی نمی گنجند، دوری می كنند. از این رو، كار بررسی در مورد «نفس» را از حوزه پژوهش های خود كنار گذاشتند، چون «روان» چیزی نیست كه بتوان آن را دید و یا به آزمایش گذاشت. به همین دلیل، این ها بررسی های خود را تنها به آن بخش از «رفتار» انسان كه قابل مشاهده و ارزیابی است، محدود می كنند؛ حتی برخی از روان شناسان معاصر پیشنهاد كرده اند كه نام «روان شناسی نوین» به «رفتارشناسی» تغییر یابد؛ زیرا روان شناسان كنونی بیشتر به بازتاب های رفتاری انسان توجه دارد نه به خود روان؛ از این رو نمی توان آن را دانش روان شناسی دانست.

یكی از پیامدهای گرایش به تطبیق روش های علوم تجربی در حوزه پژوهش روان شناسی این بود كه تنها به پدیده های روانی ناشی از فعالیت های فیزیولوژیك بسنده شد و بعد معنوی و حقیقت انسان در پژوهش ها به دست فراموشی سپرده شد؛ از این رو از تحقیق درباره مساله عشق، محبت و مانند آن بازماندند و از بحث در مورد كیفیت هماهنگی میان شخصیت انسان از طریق ایجاد توازن میان جنبه های مادی و معنوی او و موضوعات دیگری از این دست كنار گذاشته شد.

البته در سال های اخیر كوشش هایی از سوی روان شناسان در جهت شناخت روان آغاز شده است و توجه بیشتری نیز به ساز و كارها و عوامل سازنده واكنش ها و غرایز انسان و به پدیده های اصلی روانی چون محبت، عقل، شعور، آگاهی و ارزش های دیگر انسانی مبذول شده است ولی با این همه هنوز در آغاز راهی بس دشوار و دراز هستند.

● انگیزه های رفتار در قرآن

انگیزه ها نیروهای محركی هستند كه در موجود زنده حالتی از نشاط و فعالیت برمی انگیزد و رفتارش را آشكار می سازند و او را به سوی هدف یا هدف های مشخصی راهنمایی می كنند. انگیزه ها وظایف ضروری و مهمی برای موجود زنده انجام می دهند. در واقع این انگیزه ها هستند كه انسان را به برآوردن نیازهای اساسی و ضروری زندگی و ادامه آن وا می دارند؛ و نیز او را به انجام بسیاری از كارهای مهم دیگر كه در هماهنگ كردن انسان با محیط زندگی مفید هستند، بر می انگیزند.

این انگیزه ها یا جسمی یا روانی هستند. انگیزه های جسمانی برای حفظ نفس و بقای فرد و نوع مهم است، مانند گرسنگی، تشنگی، خستگی، گرما و سرما، درد و تنفس و انگیزه های جنسی. اما انگیزه های روانی، انگیزه هایی هستند كه به طور مستقیم نمی توان آنها را به حالت فیزیولوژیك بدن كه نتیجه نیازهای جسمانی هستند برگرداند ولی ارتباط با آنها دارند مانند عشق و محبت كه در نتیجه تاثیر و تاثر مهارت ها و عوامل رشد اجتماعی فرد به وجود می آیند. البته همه روان شناسان به وجود «عناصر فطری» در انگیزه های روانی اذعان دارند. در حقیقت انگیزه های روانی و نیازهای روحی، نیازهای فطری و اساسی در سرشت انسان هستند كه قابل فراگیری و اكتساب از محیط اجتماعی نیست، مانند نیاز به پیوستگی به دیگران، نیاز به بزرگی و ارجمندی، نیاز به هویت، و نیازهای دیگر.

پس اگر نیازهای معنوی در برگیرنده جنبه های معنوی نیازهای انسان هستند؛ مانند: عدالت خواهی، نیكی، زیبایی، نظم و اتحاد، این نوع نیازهایی كه فطری هستند موجب تكامل، رشد و بالندگی شخصیت فرد می شود و انسان را از حیوان جدا می سازد. انگیزه های دیگری در انسان وجود دارد كه بررسی آنها نشان می دهد كه برخی از آن ها فطری و برخی دیگر اكتسابی هستند و یا آن كه محیط تاثیر به سزایی در تكامل و رشد آن انگیزه وجود دارد.

الف) انگیزه مالكیت؛ این انگیزه از آن دسته انگیزه های روانی است كه انسان آن را در جریان رشد اجتماعی می آموزد؛ زیرا انسان از طریق فرهنگ محیط خود كه در آن پرورش می یابد و نیز از راه مهارت ها و آگاهی های شخصی، عشق به تصاحب پول و مستغلات و اراضی و اموال دیگر را می آموزد. به نظر او، این عوامل باعث می شوند تا در برابر فقر احساس امنیت كند؛ چرا كه به دست آوردن نفوذ و مقام و قدرت اجتماعی به او كمك می كنند. قرآن در بسیاری از آیات ، به انگیزه مالكیت اشاراتی دارد:

به طور فطری و غریزی حب و كشش به شهواتی چون زن و فرزند و كیسه های زر و سیم و اسب های نشاندار نیكو و چارپایان و مزارع و املاك زیبا و دلفریب نشان داده شد. این متاع زندگانی دنیاست. همین انگیزه مالكیت یكی از دو انگیزه مهمی است كه شیطان آن را در نفس آدم(ع) برانگیخت و باعث شد تا از فرمان خدا سرپیچی كند.

خداوند می فرماید: پس شیطان او را وسوسه كرد و گفت: ای آدم! آیا میل داری تو را به درخت ابدیت و ملك جاودانی راهنمایی كنم.

به نظر می رسد كه مالكیت نوعی غریزه در انسان باشد و وسوسه شدن آدم توسط شیطان كه او را به «ملكی پایدار» راهنمایی می كند می توان نتیجه گرفت كه انگیزه مالكیت در آدم و فرزندانش فطری یا غریزی است؛ هرچند برخی بر این باورند كه شاید این انگیزه را شیطان در انسان برانگیخت و به فعلیت درآورد؛ با این همه سخن نقص گفتار و برداشت ما نیست، چون تا به طور «بالقوه» در انسان چنین چیزی وجود نداشت، شیطان نمی توانست آن را برانگیزد. پس این انگیزه در انسان به طور بالقوه یعنی غریزی یا فطری در او وجود داشته و ابلیس تنها كاری كرد این بود كه آدم آن را از قوه به فعلیت درآورد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 21:54  توسط atefe  |