X
تبلیغات
بهداشت وروان

بهداشت وروان

نقش مذهب در بهداشت روان

           

مذهب به‌عنوان قدیمی‌ترین وسیله دفاع و حمایت بشر در تمام ابعاد زندگی معرفی و اهمیت آن در بهداشت روانی و تعلیم و تربیت ثابت شده است. بدین‌وسیله یکی از انتظاراتی که جامعه از فرد رشدیافته دارد این است که دارای ایمان و اعتقاد مذهبی باشد و از دستورات دینی خود پیروی نماید. همانطور که قبلاً گفته شد. عوامل متعددی در تأمین سلامت روانی انسان دخالت دارند که یکی از این عوامل احساس امنیت روانی می‌باشد که خود تحت‌تأثیر عوامل گوناگون از جمله مقبولیت اجتماعی حاصل می‌گردد. حال اگر بخواهیم بدانیم چگونه این تأیید اجتماعی برآورده می‌شود. لازم است به داشتن ایمان مذهبی که یکی از ویژگی‌های روانی انسان بالغ است توجه داشته باشیم. جامعه افراد با ایمان و دارای محاسن اخلاقی را افراد قابل اعتمادی دانسته، به آنها ارج می‌گذارد. افراد باایمان دارای ظرفیت روانی زیادتری نسبت به افراد بی‌ایمان هستند و بهتر می‌توانند بر فشارهای روانی غالب آیند و اثر بروز ناهنجاری‌ها جلوگیری کنند.

گفته می‌شود که افراد در دوران نوجوانی به حداکثر تمایلات دینی می‌رسند و با این گرایش سعی در تخفیف تضادها و ناراحتی‌های درونی خود دارند. چنانچه در این دوران گرایش‌های دینی نوجوانان از سوی خانواده و اجتماعی تقویت شود و رعایت اصولی قوانین مذهبی به آنها آموزش داده شود گام مؤثری در تأمین بهداشت روانی آنان برداشته خواهد شد.
البته گاهی اوقات ممکن است نوجوان به شک و تردیدهای زیادی در مورد مسائل دینی برسد که این مسئله نیز باعث تضادهای زیاد درونی گشته، موجب آشفتگی خواهد شد. لازم است که این‌گونه نوجوانان را با هدایت و ارشاد به یک اعتقاد دینی قوی و یک فلسفه زندگی منطقی پایبند شود و باعث رهائی آنها از تضادهای درونی شد.
بسیاری از علما و فلاسفه اعتقاد دارند که تنها چیزی که می‌تواند مانع خواهش‌های نفسانی گرد قدرت و نیروی ایمان و معتقدات مذهبی است.
افراد متدین در مقابل مشکلات و حوادث نمی‌هراسند و با اراده‌ای قوی و شجاعت زیاد صبر و شکیبائی و تحمل را پیشه نموده، با علم و ایمان به حل مشکل می‌پردازند.
حضرت علی (ع) نیز فرموده‌اند: ”شخص باایمان همچون کوه استوار است و تندباد حوادث او را تکان نخواهد داد“ فرد با دین و ایمان در مقابل آسیب‌‌های روانی و اجتماعی مصونیت دارد و سعی می‌کند براساس نعقل منطقی به حل مسئلهٔ خود بپردازد.
امام جعفرصادق (ع) برای شخص باایمانی صفاتی را به‌شرح ذیل ذکر نموده‌اند. داشتن صفات زیر کمک زیادی به مقاومت افراد در برابر آسیب‌های روانی - اجتماعی می‌نماید. پاره‌ای از این صفات عبارتند از:
۱. متانت و استواری در برابر حوادث
۲. صبر و شکیبائی در گرفتاری‌ها
۳. شکرگزاری در نعمت
۴. قناعت به روزئی که خداوند داده است.
۵. روا نداشتن ستم بر دشمنان
۶. تحمیل نکردن خود بر دوستان
۷. تأمین آسایش دیگران با تحمل سختی‌ها (از محمد یعقول کلینی در کتاب ”اصول کافی“).
نقش اصول و مقررات اسلامی در بهداشت روانی
اسلام انسان را موجودی عاقل و دارای اراده و حق انتخاب، معرفی می‌کند و رعایت اصول و مقررات اسلامی در گرو داشتن شخصیت سالم و زمینه تربیتی مذهبی است.
دیدگاه اسلام در مورد انسان
از نظر اسلام، انسان فطرتاً دارای دو نیرو است که یکی از این نیروها جنبه انسانی دارد و می‌تواند فرد را به کمال و ترقی برساند و نیروی دیگر حیوانی است و می‌تواند موجب لغزش و خطا در انسان گردد. انسان سالم از دیدگاه اسلام، فردی است که نیروی انسانی او بر نیروی حیوانیش غلبه داشته باشد.
انسان سالم دارای جنبه ادراکی بسیار قوی است که با جنبه ادراکی موجودات دیگر متفاوت است. او در سایه این ادراک و تفکر و به یاری نیروی تعقل به شناخت عقلانی از محیط پیرامونی خود نایل می‌گردد.
نعمت ”عقل“ از دیدگاه اسلام بسیار ارزشمند است و در واقع اسلام، انسان را موجودی عاقل، پیچیده و چند‌بعدی که دارای ویژگی‌های زیر است، معرفی می‌نماید:
۱. به کسب علم و دانش مایل است.
۲. گرایش برای به‌دست آوردن ارزش اخلاقی دارد.
۳. طالب کمال و جمال است.
۴. به‌ پرستش و تقدیس تمایل دارد.
۵. داشتن عقل، اراده، مسئولیت و اختیار است.
ساخت شخصيت انسان از ديدگاه اسلام
اسلام، شخصيت انسان را شامل سه قسمت مى‌داند که به‌طور فطريى و ذاتى در وجود هر فرد قرار دارد و هريک وظايف مشخصى را بر عهده دارند. اين سه قسمت عبارتند از:
نفس امّاره
طبيعت و فطرت حيوانى انسان است. هذف نفس امّاره ارضاء تمايلات و شهوات جسمانى و روانى است. اين تمايلات چنانچه با عقل و اراده و اخلاق کنترل گردند مشکلى براى انسان به‌وجود نمى‌آيد ولى چنانچه اين تمايلات به‌صورت افراطى درآيند و قوه عقل و اخلاق را تحت‌الشعاع قرار دهند روان فرد دچار آسيب گشته، مبتلا به بيمارى روانى و اختلال شخصيت مى‌شود و باعث نابودى خود و اجتماع خود مى‌گردد.
نفس مطمئنه
تمام نيروهاى بالقوّه‌اى است که در انسان وجود دارد و او را به‌طور عقلانى و منطقى راهنمائى مى‌کند تا بتواند بر تمايلات حيوانى خود غلبه نموده، در محدوده‌اى که عقل تعيين مى‌نمايد به آنها بپردازد.
نفس لوّامه
قسمتى ديگر از فطرت بشر است که به فطرت انسانى نامگذارى شده است. نفس لوّامه انسان را به عالى‌ترين درجه از فطرت خود مى‌رساند. رعايت دستورهاى مذهبى مانند نماز خواندن، روزه گرفتن و... فعاليت‌هائى هستند که از نفس لوّامه سرچشمه مى‌گيرند و سلامت واقعى انسان در گرو انجام اين فعاليت‌ها است.
نقش اصول و آموزش‌هاى اسلامى در بهداشت روانى کودکان و نوجوانان
دوران کودکى زيربناى رشد هر فرد را تشکيل مى‌دهد و تأمين بهداشت روانى هر فردى بستگى زياد به‌نحوهٔ فرزندپرورى او دارد. دين اسلام که فسلفه زندگى را رسيدن به رشد وکمال مى‌داند آموزش‌هاى مفيد و مؤثرى را در مورد فرزندپرورى ارائه داده است که رعايت آن نکات مى‌تواند گام بسيار مؤثرى در تأمين بهداشت روانى آنان باشد.
در همين زمينه پيشوايان اسلام تأکيد داشته‌اند که چنانچه در دوران کودکى فرد آموزش‌هاى لازم را ببيند اين آموزش‌هاى تکاملى مى‌تواند به بهره‌ورى مفيد در دورهٔ بزرگسالى منتهى گردد. دين اسلام رعايت معيارهاى اسلامى را در امر فرزندپرورى به‌عنوان يکى از وظايف والدين مطرح نموده است. حضرت سجاد (ع) براى هر فرد در زندگى روزمره ۵۱ وظيفه معين فرموده‌اند. يکى از وظايف ذکر شده، حق فرزند بر پدر است. ”حق فرزند اين است که بدانى او قسمتى از وجود تو است، و جزئى از درخت هستى تو است. در اين جهان خوبى و بدى او با تو ارتباط پيدا مى‌کند. تو دربارهٔ آنچه نسبت به او مسئوليت‌پذير شده‌اى مورد سؤال قرار خواهى گرفت“ (نقل از کتاب ”اصول بهداشت رواني“ دکتر سيدابوالقاسم حسيني) بنابر فرمودهٔ آن حضرت حقوق فرزند بر پدر عبارتند از:
۱. تربيت و آداب‌آموزى او
۲. دلالت او بر خداشناسي
۳. يارى کردن به او در راه اطاعت از خداوند
والدين در اين سه مورد مسئوليت زيادى دارند و چنانچه در انجام اين وظيفه مهم کوتاهى نمايند مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.
پيامبر اکرم (ص) به داشتن مسئوليت در مقابل فرزندان به‌عنوان يک وظيفه تأکيد فراوان داشته‌اند و والدين را به‌طور اختصاصى مسئول فرزندان خود مى‌دانند. همچنين رسول اکرم مى‌فرمايند: که ”پدران بايد براى فرزندان خود نام نيکو و خوب انتخاب نموده، به آنها قرآن بياموزند و آنها را به پاکى و پاکدلى پرورش دهند (نهج‌الفصاحه، صفحه ۱۸۷)“.
از وظايف ديگر والدين در مقابل فرزندان اين است که با آنها با مهربانى و عطوفت رفتار نمايند. پيامبر اکرم (ص) فرمودند: ”آن کس که فرزند خود را ببوسد، حسنه‌اى در نامه عمل او ثبت خواهد شد و آن کس که فرزند خود را شاد کند خداوند در قيامت او را مسرور مى‌نمايد (اصول کافى - جلد ۶)“.
همچنين پيشوايان اسلام، به والدين توصيه کرده‌اند که طبق دستورالعمل کلى زير مسائل مختلف را در هر سنى به‌صورت تدريجى به کودکان خود بياموزند:
۱. تا سن ۷ سالگى کودکان را براى بازى آزاد بگذارند و محدوديتى براى آنها قائل نشوند.
۲. از سن ۷ تا ۱۴ سالگى خواندن و نوشتن و مسائل وابسته بدان را به آنها بياموزند.
۳. از ۱۴ سالگى به بعد آنها را با مسائل فقهى و حقوقى اسلامى آشنا سازند.
پيشوايان اسلام به رعايت مساوى حقوق کودکان در خانواده و پرهيز از تبعيض و رفتار پرخاشگرانه و خصمانه تأکيد نموده‌اند. زيرا تبعيض بين کودکان باعث بروز حالات حسادت و کينه خواهد شد و حس انتقام‌جوئى را در آنها تقويت مى‌نمايد.
پيامبر اسلام (ص) مى‌فرمايند: ”فرزندان را گرامى داريد و با آنها مؤدّبانه رفتار نمائيد که اين امر خود باعث حفظ شخصيت کودک مى‌گردد (مکارم‌الاخلاق-صفحه ۱۱۳)ـ“.
در دستورات اسلامى آمده است که هيچ‌گاه به فرزندان دروغ گفته نشود و بزرگسالان در صحبت‌هاى خود توجه به سخنان خود داشته باشند زيرا فرزندان رفتار و کردار والدين را ياد گرفته، از آنها تبعيت مى‌نمايند. در مورد وعده‌هائى که والدين به فرزندان خود مى‌دهند تأکيد شده است که حتماً به وعده‌هاى خود عمل نمايند.
از ديدگاه اسلام لازم است در رفتار با کودکان به نکات زير توجه شود:
۱. توقعات والدين از فرزندان بايد در حد توانائى آنها باشد.
۲. بايد، از سرزنش نمودن و حقير شمردن آنها پرهيز کنند.
۳. از ستيزه‌جوئى با فرزندان اجتناب ورزند.
۴. از افراط و تفريط در امور مختلف پرهيز کنند و جانب تعادل رفتارى را مراعات نمايند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 8:31  توسط yasaman  | 

 

مذهب و مقابله با فشارهای روانی

مذهب می‌تواند در تمامی عوامل ، نقش موثری در استرس‌زایی داشته باشد و در ارزیابی موقعیت ، ارزیابی شناختی فرد ، فعالیت‌های مقابله ، منابع حمایتی و ... سبب کاهش گرفتاری روانی شود. بر این اساس ، مدتها است که تصور می‌شود بین مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخیرا نیز روان‌شناسی مذهب ، حمایت‌های تجربی زیادی را در راستای این زمینه فراهم آورده است. ویتر و همکاران او نشان دادند که 20 تا 60 درصد متغیرهای سلامت روانی افراد بالغ ، توسط باورهای مذهبی تبیین می‌شود. در مطالعه دیگری ، ویلتیز و کریدر نشان دادند که در یک نمونه 1650 نفری با میانگین سنی 50 ، نگرش‌های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند.

بر اساس مطالعات انجام شده دیگر ، بین مذهبی بودن و معنادار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزدیکی وجود دارد. در یک بررسی که 836 بزرگسال با میانگین 73.4 سال شرکت داشتند، معلوم شد که بین سه شاخص مذهبی بودن (فعالیت‌های مذهبی غیرسازمان یافته و فعالیت‌های مذهبی سازمان یافته) و روحیه داشتن و دلگرمی به زندگی ، همبستگی مثبتی وجود دارد. به علاوه اسپیکا و همکارانش ، 36 مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگیری مذهبی را مرور کردند و نتیجه گرفتند که ایمان قوی‌تر ، یا معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس کمتر از مرگ ، همبستگی دارد. همچنین افرادی که نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند، ترس کمتری را از مرگ گزارش کردند.

مذهب و مقابله با اضطراب

مطالعات دیگر ، تاثیر مداخلات مذهبی را در کاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی نشان داده‌اند. به عنوان مثال ، نتایج دو بررسی نشان داد، کسانی که به اعتقادات مذهبی پایبند بودند، اضطراب و ناراحتی کمتری را نسبت به کسانی که به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند، گزارش کرده‌اند. گارنتر و همکاران در زمینه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند.

دریافتند که در تمام این مطالعات بین اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد. هانت ، سازگاری زناشویی 64 زوج را مورد بررسی قرارداد و نشان داد که مذهب بطور مثبت با سازگاری زناشویی ، خوشحالی و رضایت زناشویی بالاتر ارتباط دارد و همچنین نتیجه گرفت که مذهب یک عامل مهم در جلوگیری از طلاق است.

مذهب و تصور ذهنی از مرگ

زاکرمن و همکاران در پژوهشی گزارش کردند، در افراد سالمندی که نمره کمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند، میزان مرگ و میر 42 درصد بود، در حالی که این میزان برای افراد سالمندی که نمره شاخص مذهبی بالایی داشتند، 19 درصد بود. در مطالعه دیگری کونینگ ، کلین و همکاران دریافتند که سرطان در بین افرادی که نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی کسب می‌کنند کمتر شایع است. در بررسی دیگری ، مشاهده کردند افرادی که همیشه از مقابله‌های مذهبی استفاده می‌کنند، نسبت به افرادی که کمتر و گاهی از این مقابله‌ها استفاده می‌کنند، در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی ، نمرات بالاتری کسب کردند.

موریس اثر زیارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بیمار سالمند بررسی کرد. او دریافت که علائم آنها بعد از زیارت رفتن کاهش زیادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زیارت هم این اثر ادامه دارد. در مطالعه دیگری ، مکین‌توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با یک رویداد معنی‌دار زندگی بررسی کرد. او با 124 پدر و مادری که کودک خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند، مصاحبه کرد و دریافت که مذهبی بودن با یافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی بودن با افزایش صلاحیت روانی و کاهش ناراحتی در بین والدین در طی 18 ماه بعد از مرگ کودکانشان ، ارتباط داشت.

علیرغم این که اکثر تحقیقات ذکر شده در ادیان دیگری صورت گرفته است و از آنجایی که باور و اعتقاد ما مسلمانان بر این است که دین اسلام به عنوان یک ایدئولوژی ، ارائه دهنده کامل‌ترین و سلامت سازترین سبک زندگی بشریت است و احکام و دستورات آن حوزه‌های وسیع اخلاقی ، بین فردی ، بهداشتی و اجتماعی را در برمی‌گیرد، لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغیرهای مذهبی در سلامت روانی یک ضرورت اساسی به نظر می‌رسد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 8:23  توسط yasaman  | 

سلامت و بهداشت روانی در قرآن
در قرآن كریم آیات بسیاری وجود دارد كه فطرت وجودی انسان و حالات گوناگون روان او را متذكر شده علل و عوامل انحراف و بیماری ها و همچنین راه های تهذیب و تربیت و درمان روان انسان را نشان داده است.
بعدى

درقرآن كریم آیات بسیاری وجود دارد كه فطرت وجودی انسان و حالات گوناگون روان او را متذكر شده علل و عوامل انحراف و بیماری ها و همچنین راه های تهذیب و تربیت و درمان روان انسان را نشان داده است.

آیاتی كه در خصوص روان انسان در قرآن كریم وجود دارند نشانه هایی هستند كه انسان برای شناختن خود و خصلت های گوناگونش می تواند از آن ها راهنمایی بجوید و برای دست یابی به روشی درست به منظور تهذیب و تربیت نفس خویش، توسط آیات مزبور ارشاد شود. ما به طور كامل می توانیم به كمك حقایقی كه در قرآن درباره انسان و صفات و حالات روانی او آمده است، به ترسیم چهره ای درست از شخصیت انسانی راهنمایی شویم و نیز انگیزه های اصلی محرك رفتار انسان و عواملی را كه در هماهنگ كردن شخصیت و تكامل و ایجاد بهداشت روانی او تاثیر به سزایی دارند، بشناسیم تا «روان شناسی قرآن» به صورت هماهنگ و منسجم در اختیار ما قرار گیرد.

روان شناسان جدید به دلیل این كه در پرتو پژوهش های خویش روش علوم تجربی را به كار می گیرند، خود را تنها در چارچوب بررسی آن بخشی از پدیده های روانی كه امكان مشاهده و بررسی موضوعی آنها وجود دارد، محصور می كنند و از پژوهش و كاوش درباره بسیاری از پدیده های مهم روانی كه از محدوده مشاهده و آزمون تجربی نمی گنجند، دوری می كنند. از این رو، كار بررسی در مورد «نفس» را از حوزه پژوهش های خود كنار گذاشتند، چون «روان» چیزی نیست كه بتوان آن را دید و یا به آزمایش گذاشت. به همین دلیل، این ها بررسی های خود را تنها به آن بخش از «رفتار» انسان كه قابل مشاهده و ارزیابی است، محدود می كنند؛ حتی برخی از روان شناسان معاصر پیشنهاد كرده اند كه نام «روان شناسی نوین» به «رفتارشناسی» تغییر یابد؛ زیرا روان شناسان كنونی بیشتر به بازتاب های رفتاری انسان توجه دارد نه به خود روان؛ از این رو نمی توان آن را دانش روان شناسی دانست.

یكی از پیامدهای گرایش به تطبیق روش های علوم تجربی در حوزه پژوهش روان شناسی این بود كه تنها به پدیده های روانی ناشی از فعالیت های فیزیولوژیك بسنده شد و بعد معنوی و حقیقت انسان در پژوهش ها به دست فراموشی سپرده شد؛ از این رو از تحقیق درباره مساله عشق، محبت و مانند آن بازماندند و از بحث در مورد كیفیت هماهنگی میان شخصیت انسان از طریق ایجاد توازن میان جنبه های مادی و معنوی او و موضوعات دیگری از این دست كنار گذاشته شد.

البته در سال های اخیر كوشش هایی از سوی روان شناسان در جهت شناخت روان آغاز شده است و توجه بیشتری نیز به ساز و كارها و عوامل سازنده واكنش ها و غرایز انسان و به پدیده های اصلی روانی چون محبت، عقل، شعور، آگاهی و ارزش های دیگر انسانی مبذول شده است ولی با این همه هنوز در آغاز راهی بس دشوار و دراز هستند.

● انگیزه های رفتار در قرآن

انگیزه ها نیروهای محركی هستند كه در موجود زنده حالتی از نشاط و فعالیت برمی انگیزد و رفتارش را آشكار می سازند و او را به سوی هدف یا هدف های مشخصی راهنمایی می كنند. انگیزه ها وظایف ضروری و مهمی برای موجود زنده انجام می دهند. در واقع این انگیزه ها هستند كه انسان را به برآوردن نیازهای اساسی و ضروری زندگی و ادامه آن وا می دارند؛ و نیز او را به انجام بسیاری از كارهای مهم دیگر كه در هماهنگ كردن انسان با محیط زندگی مفید هستند، بر می انگیزند.

این انگیزه ها یا جسمی یا روانی هستند. انگیزه های جسمانی برای حفظ نفس و بقای فرد و نوع مهم است، مانند گرسنگی، تشنگی، خستگی، گرما و سرما، درد و تنفس و انگیزه های جنسی. اما انگیزه های روانی، انگیزه هایی هستند كه به طور مستقیم نمی توان آنها را به حالت فیزیولوژیك بدن كه نتیجه نیازهای جسمانی هستند برگرداند ولی ارتباط با آنها دارند مانند عشق و محبت كه در نتیجه تاثیر و تاثر مهارت ها و عوامل رشد اجتماعی فرد به وجود می آیند. البته همه روان شناسان به وجود «عناصر فطری» در انگیزه های روانی اذعان دارند. در حقیقت انگیزه های روانی و نیازهای روحی، نیازهای فطری و اساسی در سرشت انسان هستند كه قابل فراگیری و اكتساب از محیط اجتماعی نیست، مانند نیاز به پیوستگی به دیگران، نیاز به بزرگی و ارجمندی، نیاز به هویت، و نیازهای دیگر.

پس اگر نیازهای معنوی در برگیرنده جنبه های معنوی نیازهای انسان هستند؛ مانند: عدالت خواهی، نیكی، زیبایی، نظم و اتحاد، این نوع نیازهایی كه فطری هستند موجب تكامل، رشد و بالندگی شخصیت فرد می شود و انسان را از حیوان جدا می سازد. انگیزه های دیگری در انسان وجود دارد كه بررسی آنها نشان می دهد كه برخی از آن ها فطری و برخی دیگر اكتسابی هستند و یا آن كه محیط تاثیر به سزایی در تكامل و رشد آن انگیزه وجود دارد.

الف) انگیزه مالكیت؛ این انگیزه از آن دسته انگیزه های روانی است كه انسان آن را در جریان رشد اجتماعی می آموزد؛ زیرا انسان از طریق فرهنگ محیط خود كه در آن پرورش می یابد و نیز از راه مهارت ها و آگاهی های شخصی، عشق به تصاحب پول و مستغلات و اراضی و اموال دیگر را می آموزد. به نظر او، این عوامل باعث می شوند تا در برابر فقر احساس امنیت كند؛ چرا كه به دست آوردن نفوذ و مقام و قدرت اجتماعی به او كمك می كنند. قرآن در بسیاری از آیات ، به انگیزه مالكیت اشاراتی دارد:

به طور فطری و غریزی حب و كشش به شهواتی چون زن و فرزند و كیسه های زر و سیم و اسب های نشاندار نیكو و چارپایان و مزارع و املاك زیبا و دلفریب نشان داده شد. این متاع زندگانی دنیاست. همین انگیزه مالكیت یكی از دو انگیزه مهمی است كه شیطان آن را در نفس آدم(ع) برانگیخت و باعث شد تا از فرمان خدا سرپیچی كند.

خداوند می فرماید: پس شیطان او را وسوسه كرد و گفت: ای آدم! آیا میل داری تو را به درخت ابدیت و ملك جاودانی راهنمایی كنم.

به نظر می رسد كه مالكیت نوعی غریزه در انسان باشد و وسوسه شدن آدم توسط شیطان كه او را به «ملكی پایدار» راهنمایی می كند می توان نتیجه گرفت كه انگیزه مالكیت در آدم و فرزندانش فطری یا غریزی است؛ هرچند برخی بر این باورند كه شاید این انگیزه را شیطان در انسان برانگیخت و به فعلیت درآورد؛ با این همه سخن نقص گفتار و برداشت ما نیست، چون تا به طور «بالقوه» در انسان چنین چیزی وجود نداشت، شیطان نمی توانست آن را برانگیزد. پس این انگیزه در انسان به طور بالقوه یعنی غریزی یا فطری در او وجود داشته و ابلیس تنها كاری كرد این بود كه آدم آن را از قوه به فعلیت درآورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 21:54  توسط atefe  | 

رعایت اصول بهداشت روان کودک و تاثیر آن در دوران تحصیل

 

                                     


رعایت اصول بهداشت روان کودک و تاثیر آن در دوران تحصیل 

در دنیای‌ پیچیده‌ و متحول‌ کنونی‌ شایدحیاتی‌ترین‌ نیاز برای‌ زندگی‌ اجتماعی‌هر فرد تحصیل‌ یا به‌ مفهومی‌ عام‌آموزش‌ باشد.
    در این‌ نوشتار سعی‌ شده‌ است‌ با تأکیدبر بعد پیشگیری‌ که‌ از فعالیت‌های‌عمده‌ در بهداشت‌ روان‌ است‌، به‌ تأثیرآن‌ بر بهبود وضعیت‌ محیط آموزشی‌ ودوران‌ تحصیل‌ کودکان‌ و نوجوانان‌اشاره‌ شود. بدین‌ منظور ضمن‌ تقسیم‌دوران‌ تحصیل‌ بدو دوره‌ کلی‌ تحت‌عنوان‌ دوران‌ دبستان‌ و دوران‌ راهنمایی‌و دبیرستان‌ به‌ معرفی‌ قابلیت‌ها،توانایی‌ها و استعدادهای‌ بالقوه‌ کودکان‌و نوجوانان‌ و چگونگی‌ تقویت‌ مایه‌های‌تربیتی‌ و فرهنگی‌ مورد نیاز فرد وجامعه‌ خواهیم‌ پرداخت‌.
     دوران‌ دبستان‌:
    نتایج‌ تحقیقات‌ نشان‌ می‌دهد که‌در حدود ۵۰ درصد از یادگیری‌لغات‌ و رشد سخنگویی‌ کودکان‌ که‌تا هجده‌ سالگی‌ صورت‌ می‌گیرد،در هشت‌ سال‌ اول‌ زندگی‌ کسب‌می‌شود و در حدود نیمی‌ ازدریافت‌ کلی‌ آموزشی‌ کودک‌ نیزدر نه‌ سال‌ نخست‌ زندگی‌ شکل‌می‌گیرد. رشد کودک‌ در سال‌های‌اولیه‌ بسیار سریع‌ است‌ ومهارت‌های‌ بسیاری‌ هستند که‌کودک‌ نمی‌تواند به‌ صورت‌ خودکاردر این‌ دوره‌ کسب‌ کند و نیاز به‌تجربه‌های‌ یادگیری‌ برای‌ تسلط وچیرگی‌ بر آنها دارد، مثل‌مهارت‌های‌ صحبت‌ کردن‌ وسخنگویی‌. کودکی‌ که‌ فرصت‌ پیدامی‌کند به‌ گویش‌ خوب‌ و استانداردگوش‌ فرا دهد، نسبت‌ به‌ کودکی‌ که‌ به‌ندرت‌ امکان‌ استفاده‌ از زبان‌ و الفاظصحیح‌ را داشته‌ است‌، از رشد کلامی‌بهتری‌ برخوردار است‌ و به‌ دنبال‌ آن‌در فعالیت‌های‌ آموزشی‌ به‌ دلیل‌ تأکیدبر مهارت‌های‌ زبانی‌ در دوران‌ ابتدایی‌از موفقیت‌ بیشتری‌ برخوردار خواهدبود.
    همین‌ امر در مورد مهارت‌های‌اجتماعی‌ و فکری‌ نیز صدق‌ می‌کند وتقویت‌ و یا محرومیت‌ در زمینه‌ تدارک‌تجربه‌های‌ یادگیری‌ توسط والدین‌ ومربیان‌ در رشد بعدی‌ کودک‌ بسیارتأثیر گذار خواهدبود.
    عمده‌ترین‌ نیاز کودک‌ در این‌دوره‌ یک‌ محیط تجربی‌ پربار ومحرک‌ برای‌ رشد می‌باشد. بایددر نظر داشت‌ که‌ پربار کردن‌ محیط به‌معنی‌ فراهم‌ ساختن‌ لباس‌های‌ گران‌قیمت‌، غذای‌ خوب‌، اسباب‌ بازی‌های‌عالی‌ یا تجهیزات‌ بسیار گسترده‌نیست‌، بلکه‌ پرمایگی‌ تجربه‌ها بیشتر به‌معنی‌ ارتباط مؤثر و مشتاقانه‌ کودک‌ باوالدین‌ می‌باشد. خانه‌ای‌ که‌ در آن‌کودک‌ فرصت‌ می‌یابد تا به‌ داستان‌های‌زیباگوش‌ فرا دهد، با اشیای‌ مختلف‌سرگرم‌ شده‌ و مشاهده‌ و کنجکاوی‌کند، احتمالا از دیدگاه‌ او خانه‌ای‌ بسیارمطلوب‌ است‌. خانه‌ای‌ که‌ در آن‌ به‌قابلیت‌ کودک‌ احترام‌ گذاشته‌ و برای‌کودک‌ آرزوها و خواسته‌های‌ مناسب‌ ووالایی‌ در نظر گرفته‌ می‌شود، بهترین‌محرک‌ برای‌ رشد کودک‌ است‌.
    عبور سالم‌ از محیط خانه‌ به‌ محیطمدرسه‌ مستلزم‌ اتخاذ تدابیراحتیاطآمیز می‌باشد. نخستین‌ ودشوارترین‌ مشکل‌ کودکان‌جداشدن‌ از محیط خانه‌ برای‌ورود به‌ دبستان‌ است‌. مسأله‌دیگر آشنا شدن‌ و خوگرفتن‌ بامقررات‌ محیط جدید یعنی‌مدرسه‌ است‌ که‌ از هر حیث‌ باخانه‌ متفاوت‌ بوده‌ و سازگار شدن‌با خلق‌ و خوی‌ همسالان‌ و معلمان‌را ایجاب‌ می‌کند و مشکل‌ سوم‌رعایت‌ نظم‌ و ترتیبی‌ است‌ که‌لازمه‌ فعالیت‌های‌ آموزشی‌برنامه‌ریزی‌ شده‌ است‌ و بالاخره‌آخرین‌ مورد کوشش‌ ذهنی‌ ارادی‌برای‌ درک‌ و فهم‌ مطالب‌ و کسب‌معلومات‌ و مهارت‌ هایی‌ است‌ که‌موفقیت‌ در کارهای‌ درسی‌ و کسب‌امتیازات‌ لازم‌ را تضمین‌ می‌نماید.
    از حدود ۹-۱۰ سالگی‌، کودک‌ بر اثرمشاهدات‌ و تجارب‌ خود به‌ مفهوم‌علت‌ و معلول‌ به‌ معنای‌ علمی‌ آن‌ پی‌می‌برد. آموزشهای‌ دوران‌ دبستان‌ بایدزمینه‌ مناسب‌ برای‌ رشد صحیح‌ این‌مفهوم‌ را مهیا کند و وظیفه‌ اصلی‌ مربی‌در این‌ دوران‌ کمک‌ به‌ ایجاد و تشویق‌درک‌ رابطه‌ علت‌ و معلول‌ و روابط اشیابر مبنای‌ استدلال‌ علمی‌ است‌.
    اهداف‌ اصلی‌ برای‌ نیل‌ به‌سطح‌ نهایی‌ رشد در این‌دوره‌ شامل‌:
    ۱ – رشد اعتماد و امنیت‌عاطفی‌ – این‌ هدف‌ شامل‌ مواردی‌است‌ که‌ به‌ کودک‌ اطمینان‌ می‌دهد که‌او موجودی‌ خواستنی‌ است‌ و می‌تواندروی‌ کمک‌ بزرگترها به‌ هنگام‌خطاهای‌ احتمالی‌ حساب‌ و تکیه‌ کند.
    ۲ – تحریک‌ کردن‌ کنجکاوی‌ذهنی‌ در کودک‌ و کمک‌ به‌ او درشناخت‌ دنیایی‌ که‌ در آن‌ زندگی‌می‌کند، از طریق‌ دادن‌ فرصت‌ها برای‌پژوهش‌، دست‌ ورزی‌ و تجربه‌ کردن‌ .
    ۳ – افزایش‌ رشد کلامی‌ وزبانی‌ کودک‌ – این‌ هدف‌ شامل‌مواردی‌ است‌ که‌ به‌ کودک‌ اجازه‌می‌دهد تا به‌ سخنان‌ دیگران‌ گوش‌ فرادهد و فرصت‌ هایی‌ را در اختیار اومی‌گذارد تا خود را به‌ وضوح‌ بیان‌ کرده‌و بدین‌ وسیله‌ مهارت‌ در بیان‌ شفاهی‌ راافزایش‌ دهد.
    ۴ – بهبود بخشیدن‌ به‌هماهنگی‌ ماهیچه‌ای‌ مناسب‌،مهارت‌های‌ حرکتی‌ پایه‌ و ظریف‌،عادات‌ خوب‌ شخصی‌ و بهداشتی‌ درکودک‌.
    ۵ – بهبود آگاهی‌ کودک‌ درمورد محیط اجتماعی‌ و حقوق‌و امتیازهای‌ فردی‌ در جامعه‌ وتوانایی‌ سازش‌ با تقاضاهای‌گروه‌ همسالان‌.
    ۶ – ایجاد و ارتقای‌ ارزشهای‌اساسی‌ نظیر همدردی‌،شکیبایی‌، یاری‌ و مهربانی‌ درکودک‌.
    
     دوران‌ راهنمایی‌ ودبیرستان‌:
    آغاز دوران‌ بعدی‌ تحصیل‌ با شروع‌دوره‌ نوجوانی‌ همراه‌ است‌ که‌ خود ازمراحل‌ دشوار رشد و سازگاری‌اجتماعی‌ افراد می‌باشد. از یک‌ سو بانوجوانان‌ مانند اشخاص‌ بالغ‌ رفتارنمی‌شود و در همین‌ حال‌ اغلب‌ از آنهاانتظار می‌رود که‌ رفتار بالغانه‌ای‌ داشته‌باشند.


   
 ویژگی‌هـــــــای‌ دوره‌راهنمایی‌ و دبیرستان‌:
     ۱ – آهنگ‌ رشد جسمی‌ که‌ در دوران‌قبل‌ تا حدی‌ کند شده‌ بود مجدداسرعت‌ می‌گیرد.
    ۲ – از نظر رشد عقلی‌، قادر است‌بدون‌ حضور اشیای‌ و امور در موردآنها به‌ استدلال‌ و تفکر بپردازد.
    ۳ – از نظر تحصیلی‌، گاهی‌ کندی‌ و یاافت‌ تحصیلی‌ مشاهده‌ می‌شود.
    ۴ – از نظر رشد شخصیت‌، سازگاری‌اجتماعی‌ فرد متزلزل‌ می‌شود و خلق‌ وخوی‌ او تغییر می‌یابد.
    ۵ – دوره‌ وابستگی‌ به‌ خانواده‌ به‌ سرآمده‌ و نوجوان‌ می‌خواهد زندگی‌مستقلی‌ برای‌ خود پایه‌ریزی‌ کند.
    ۶ – نوجوان‌ مانند یک‌ فیلسوف‌می‌خواهد خودش‌ جواب‌ سؤالاتش‌ رادر مورد خود و محیط اطراف‌ پیدا کند.
    ۷ – نوجوان‌ بی‌حوصله‌ و یاغی‌می‌شود، سلب‌ اعتماد می‌کند وبرقراری‌ روابط صمیمانه‌ برایش‌ دشواراست‌.
    ۸ – به‌ تدریج‌ متوجه‌ آینده‌ می‌شود وبرای‌ خود برنامه‌ریزی‌ می‌کند.
    ۹ – تمایل‌ به‌ عضویت‌ در گروهها در اوشکل‌ می‌گیرد و بیشتر رفتارهای‌ اومتأثر از گروه‌ همسالان‌ می‌باشد.
    ۱۰ – در ادامه‌ مورد فوق‌ تقلید ازنمونه‌ها و شخصیت‌های‌ نمایشی‌ در اوبیشتر مورد توجه‌ قرار می‌گیرد و به‌علت‌ طغیان‌ بر ضد ارزشهای‌ قبلی‌گاهی‌ ضد ارزشها برای‌ او جایگزین‌ واستوار می‌گردند.
    ۱۱ – علی‌رغم‌ بیان‌ واضح‌ هنوز هم‌یکی‌ از اصلی‌ترین‌ نیازهای‌ نوجوان‌ دراین‌ مرحله‌ نیاز به‌ تأیید دیگران‌ است‌ وچنانچه‌ پاسخ‌ این‌ نیاز به‌ دلیل‌موفقیت‌ها و فعالیت‌های‌ وی‌ داده‌نشود، سعی‌ می‌کند از طرق‌ دیگر موردتأیید دیگران‌ به‌ خصوص‌ گروه‌همسالان‌ واقع‌ شود.

    به‌ دلیل‌ احساس‌ استقلال‌طلبی‌ نوجوان‌،در محیط تحصیلی‌ نمی‌توان‌ و نبایدمقررات‌ و انضباط خشک‌ را حاکم‌نمود. او علاقه‌مند است‌ که‌ درطرح‌ریزی‌ درسی‌ و تدوین‌ مقررات‌مورد مشورت‌ و نظرخواهی‌ قرار گیردو بدین‌ ترتیب‌ با قبول‌ مسؤولیت‌احساس‌ بلوغ‌ و پختگی‌ نماید.
    هر یک‌ از مراحل‌ رشد با مشکلات‌ وفرصت‌ هایی‌ همراه‌ است‌. اطلاق‌ عنوان‌«بحران‌» به‌ دوره‌ بلوغ‌ نه‌ چاره‌ساز و نه‌مناسب‌ است‌. بحران‌ها را می‌توان‌مبالغه‌ای‌ در نظر گرفت‌ که‌ باید به‌استقبال‌ آن‌ شتافت‌.
بحرانها لزوما درزندگی‌ فاجعه‌ محسوب‌ نمی‌شوند وراهکار اصلی‌ در برخورد باتمامی‌ این‌ مسایل‌ دو روش‌است‌:
    ۱ – ارایه‌ الگوی‌ مناسب‌:
    جامعه‌ انتظار دارد که‌ نوجوانان‌خودشان‌ بزرگ‌ شوند و بچه‌های‌ خوب‌و مطیعی‌ باشند، در صورتی‌ که‌ هیچ‌الگوی‌ خارجی‌ و عینی‌ در اختیار آنهانمی‌گذاریم‌.
    ۲ – توانمندسازی‌ افراد درزمینه‌ مهارتهای‌ تفکر منطقی‌و انتقادی‌:
    نوجوانی‌ دورانی‌ است‌ که‌ برای‌ خودهویتی‌ در نظر می‌گیریم‌ و هدف‌ها وارزشهای‌ خویش‌ را مشخص‌می‌سازیم‌. نوجوانی‌ که‌ در زمینه‌ تفکرانتقادی‌ مهارت‌ یابد، بر اساس‌اطلاعات‌ و تجربه‌های‌ خود، از میان‌راه‌حلهای‌ موجود عملی‌ترین‌ وهماهنگ‌ترین‌ راه‌ حل‌ را بر اساس‌نیازها و اولویت‌های‌ خود انتخاب‌می‌کند. نوجوان‌ به‌ دلیل‌ مهارت‌ درتفکر منطقی‌ و تمرین‌ در این‌ زمینه‌می‌تواند مسؤول‌ مسیر تکامل‌ خود بوده‌و دشواریهای‌ دوران‌ نوجوانی‌ را باموفقیت‌ و در مسیر تعالی‌ خود پشت‌سر گذارد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 20:49  توسط azam  | 

ورزش و سلامت روح و روان

            


  از دست آورد‌های پیشرفت تکنولوژی و زندگی امروزی، ظهور و بروز انواع ناهنجاری‌ها و اختلالات روانی ـ عاطفی، هیجانات روحی منفی، استرس، ناامیدی و نگرانی، احساس پوچی و سردرگمی و نداشتن زندگی شیرین و با آرامش است؛ که در نتیجه آن مردم به انواع بیماری‌های روانی همچون اضطراب، افسردگی و ... مبتلا می‌شوند.


  در عصر حاضر، بیماری اعصاب و روان جزء مهمترین و شایع‌ترن بیماری‌هاست.در سرتاسر جهان بسیاری از مردم از اعصاب متشنج و در هم ریخته و سردردهای مزمن شکایت می‌کنند. مدیر یکی از کلینیک‌های درمانی معروف آمریکا (آقای مایو) اعلام می‌کند، بیش از نیمی از تختخواب‌های بیمارستان‌ها را کسانی اشغال کرده‌اند که گرفتار ناراحتی عصبی هستند. بیماری آنان از خرابی اعصابشان نیست؛ بلکه از هیجانات درونی، محرومیت، تشویش، نگرانی، ترس، عدم موفقیت، یأس و ناامیدی سرچشمه می‌گیرد


  بسیاری از مردم می‌گویند، هنگامی که به طور منظم ورزش می‌کنند، خواب آرامش‌بخشی دارند؛ و ورزشکاران تقریباً همان قدر که از مزایای فیزیولوژیک ورزش سخن می‌گویند، از فواید روانی آن نیز صحبت به میان می‌آورند.

تقریباً همه کسانی که ورزش می‌کنند، اظهار می‌دارند که بعد از انجام حرکات ورزشی شاداب شده و حس خوب و مطبوعی به آنان دست می‌دهد؛ روحیه آنها بهتر شده و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کنند و این حس موجب افزایش کارآیی و توانایی آنها می‌گردد.


امروزه، تحقیقات علمی بسیاری نشان داده است، که ورزش علاوه بر اینکه ابزار ارزشمندی برای سلامتی جسمانی است، رابطه نزدیکی با سلامتی روانی و به ویژه پیشگیری از بروز ناهنجاری‌های روانی دارد. ورزشکاران معمولاً نسبت به افراد کم‌تحرک، اضطراب و افسردگی کمتری احساس می‌کنند. هانس سلیه می‌گوید: «ورزش اعصاب را در برابر هیجان و استرس مقاوم می‌کند.» در تحلیلی که روی تعداد زیادی از تحقیقات که تأثیر ورزش بر خصیصه‌های شخصیتی و اضطراب را بررسی کرده بودند انجام گرفت، مشخص شد که ورزش در درمان افسردگی‌های مزمن و حاد تأثیر متعادل کننده‌ای دارد و بیشترین میزان کاهش استرس، افرادی را شامل شد که به درمان کلینیکی نیاز داشتند مطالعات دیگر، حاکی از اثرات مشابه ورزش بر حالات روحی در شرایطی خاص‌تر می‌باشد. مثلاً مادلین تأثیر حذف ورزش را روی ده داوطلب که 6 تا 7 روز در هفته روزانه 45 دقیقه ورزش می‌کردند، برررسی کرد. به این ترتیب که آنها پس از یک روز تمرین سه روز استراحت می‌کردند و روز پنجم تمرین را از سر می‌گرفتند. کم کردن و حذف ورزش با عوارضی چون افزایش اختلال درخودسنجی، اضطراب، تنش، افسردگی، سردرگمی و کاهش توان افراد همراه بود. این تأثیرات زمانی که تمرین از سرگرفته می‌شد، درست بر عکس بود


ورزش، به ویژه در سنین کودکی و نوجوانی مفرّ سالمی برای آزاد کردن انرژی انبار شده آنها است و این خود بسیار لذت‌بخش و آرامش‌دهنده است. ورزش شروع ناتوانی ناشی از سالخوردگی و بیماری مزمن را به تأخیر انداخته و باعث افزایش امید به زندگی فعال و نیز امید به خود زندگی می‌شود. و بالاخره، ورزش داروی اعصاب به همه ریخته و شادی‌آور است، و روان‌شناسان اذعان دارند که ورزش در تسکین حالات روحی منفی، نسبت به روان‌درمانی بهتر عمل می‌کند.


پس فعالیت‌های بدنی به خصوص ورزش، سهم زیادی را در ایجاد امنیت و آرامش روانی و اجتماعی برای افراد و جوامع، و تأمین بهداشت و سلامتی و زندگی سالم خواهد داشت. تأثیر مهارت‌های حسی ـ حرکتی و فعالیت‌های ورزشی بر کنش‌های ذهنی و تحول روانی، به گونه‌ای است که بسیاری از روان‌شناسان و کارشناسان تعلیم و تربیت عقیده دارند، این قبیل فعالیت‌ها در درجه اول، می‌بایست جزو برنامه‌های موظف آموزشی قرار داده شود. آشنایی دانش‌آموزان و دانش‌پژوهان با برنامه‌ها و روش‌های مختلف فعالیت‌های حسی و حرکتی، نه تنها سبب کنش‌های ذهنی آنها می‌گردد؛ بلکه موجبات نشاط روانی و سرزندگی، تقویت اعتماد به نفس و بالطبع بهداشت روانی آنها را فراهم می‌نماید.(افروز،1370)


>کمترین مقدار فعالیتی که برای نیل به این مزایا لازم است، بیست دقیقه و سه بار در هفته و در ورزش‌های هوازی حداقل 70% تا 85%، حداکثر میزان ضربان قلب (220 منهای سن فرد) است.  


آثار و فواید روحی ـ روانی ورزش

o      شادابی و احساس آرامش


از ضروری‌ترین نیازهای بشر که جزو شرط‌های اصلی بهداشت روانی به شمار می‌رود، آرامش خاطر، احساس امنیت، شادابی و نشاط است و ورزش یکی از راه‌های دست‌یابی به این امر مهم می‌باشد. ورزش، از طرفی با ایجاد محیطی فرح‌انگیز و نشاط‌آور؛ و از سوی دیگر با کاستن فشارهای عضلانی و از بین بردن سستی و کسالت، فشارهای روانی را مهار و باعث احساس شادی و نشاط می‌شود. به همین دلیل ورزش را «رابط جسم و ذهن» می‌نامند.


در ایجاد احساس نشاط و شادابی حین ورزش، ترشح مخدرهای طبیعی گروه‌ اندروفین‌ها در مغز و غدة هیپوفیز نقش مهمی را ایفا می‌کنند. هنگام ورزش کردن، ترشح میانجی‌های عصبی‌ ـ شیمیایی مثل اندروفین، انکفالین و سروتونین در خون افزایش یافته و با اثرات ضددرد و شادی‌بخش خود، قادرند در فرد نشاط و سرور ایجاد کنند. برنامه‌های منظم و متعادل ورزشی، مثل راه رفتن سریع به مدت بیست دقیقه در هر روز تولید اندروفین‌ها را برمی‌انگیزد و احساس نشاط را تقویت می‌کند.


 


o      افزایش امید به زندگی، و لذت بردن از آن

تمام تلاش و کوشش انسان، برای دست‌یابی به زندگی بهتر، هدفمند و با کیفیت عالی همراه با کامیابی و رسیدن به لذت واقعی است؛ که ورزش بهترین زمینه‌ساز رسیدن به این هدف‌ها می‌باشد. ورزش کیفیت زندگی را بهتر می‌کندو نیز کارکرد جسمی را حفظ کرده و زندگی مستقل افراد مسن را طولانی‌تر می‌سازد.


براساس یافته‌های تحقیقاتی پروفسور استیوبلر، حتی امید به زندگی افراد چاقی که دارای تحرّک هستند، از امید به زندگی افراد لاغری که اکثر اوقات در جلوی تلویزیون لمیده‌اند، بیشتر است. پژوهش‌های انجام گرفته در مورد چهل هزار زن حاکی است، که حتی تحرکات بدنی ملایم نظیر باغبانی یا پیاده‌روی، در صورتی که چند بار در هفته صورت گیرد، به افزایش طول عمر کمک می‌کند


 


o      ایجاد انگیزه و روحیة بهتر

روبرت اپستین روانشناس و یکی از مؤلّفین «کتاب بزرگ مسابقه انگیزش» می‌گوید: «ورزش نه تنها باعث می‌شود شغلی بیابید، بلکه ممکن است کمک کند آن را حفظ کنید؛ زیرا تحرک بدنی کوتاه مدت در فاصله‌های ساعت‌های کاری، انرژی شما را افزایش می‌دهد.» به نظر او حرکات ورزشی پرجنب و جوش در طول روزهای کاری باعث افزایش انگیزش می‌شود. انگیزه در ورزش در افراد بین 8 تا 18 سال رابطة نزدیکی با یادگرفتن مهارت‌ها، لذت بدن از زندگی، پیشرفت خودکفایی و توانایی جسمی و روانی و در مجموع تقویت بهداشت روانی دارد.


 


o      پرورش و تقویت نیروی اراده و رشد خلاقیت


 


o      افزایش اعتماد به نفس


ورزش باعث افزایش اعتماد به نفس و تسلط بر مسایل می‌شود.  براساس نظر کوپراسمیتاعتماد به نفس از داشتن روابط موفقیت‌آمیز با دیگران و آموختن مهارت‌ها نشأت می‌گیرد. مهمترین عوامل ایجاد اعتماد به نفس عبارتند از: خانواده، مدرسه، فعالیت‌های تفریحی و ورزشی و ارتباط متقابلی که در این مراحل فرد می‌آموزد.


مشخص شده است که فعالیت‌های بدنی تأثیرات مثبتی در ایجاد اعتماد به نفس در بزرگسالان دارد.  و بنا به گفته محققان دانشگاه مک ماستر کانادا، مردان و زنانی که در مورد ورزشکار بودن خود صحبت می‌کنند، بیش از آنهایی که در این باره صحبت نمی‌کنند، سخت‌کوش، متکی به نفس و مسلط به خود به نظر می‌رسند.


 


o      ارتقای عزت نفس


شرکت در فعالیت‌های ورزشی باعث ایجاد فرصت خودارزیابی، ارتباط و مقایسه با همسالان و همگنان و رقابت سالم می‌شود، که به نوبه خود به رشد عزت نفس و خودپنداری کمک می‌کند.  ورزش منظم با افزایش احساس عزت نفس رابطه دارد


ورزش زمینه‌ای برای بروز استعدادها و درک بهتر توانایی‌ها است و شاخص‌هایی مثل اعتماد به نفس، عزت‌نفس، جامعه‌پذیری و سازگاری اجتماعی را بهبود بخشد. این شاخص‌ها نیز به نوبه خود، خودپنداره فرد را تقویت می‌کنند. تحقیقات انجام گرفته در بین دانش‌آموزان، بیانگر این مطلب است که بین خودپنداری دانش‌آموزان ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معنی‌داری وجود دارد. به این معنی که دانش‌آموزان ورزشکار نسبت به دانش‌آموزان غیرورزشکار از خودپنداری بیشتری برخوردارند. پس ورزش از عوامل است که می‌تواند در شکل‌گیری خودپنداری مثبت، مؤثر باشد. (یزدان‌پناه، 1371) ورزشکاران معتقدند که نیرومندتر، خوش‌تیپ‌تر و لایق‌ترند، و بیشتر مورد قبول دیگرانند. این اعتقادات به نوبه خود در شکل‌گیری خودپنداره مثبت نقش مؤثری دارد.


تحقیقات انجام شده در مورد بزرگسالان نیز نشان می‌دهد، آنهایی که از بیماری قلبی رنج می‌برند، پس از گذشت بحران، اگر به ورزش منظم و مداوم بپردازند، باعث می‌شود تا احساس سلامتی در آنها بیشتر شود و همچنین موجب تقویت خودپنداری، پذیرش واقع‌بینانة بیماری و تقویت خودکفایی و خودیاری می‌شود.


 


o      کمک به رشد مهارت‌های اجتماعی، و استحکام روابط خانوادگی


ورزش واسطه‌ای مناسب برای اجتماعی شدن، ایجاد کفایت و مهارت، استحکام روابط خانوادگی، سهولت دوست‌یابی وارتباط سالم با همسالان و همگنان می‌باشد. در پژوهشی، 65 درصد از جوانان ابراز کردند که ورزش آنها را از استفاده مواد مخدر و الکل بازداشته است. این پژوهش نشان می‌دهد که ورزش وسیله‌ای مهم برای ارتقای سطح زندگی اجتماعی ـ اقتصادی کودکان و نوجوانان بوده است

در تحقیقی پیرامون ورزش و خرده فرهنگدر آمریکا به این نتیجه رسیده است که ورزش یکی از ساز و کارهای مهم در فرایندهای انطباق و همسازی فرهنگی در جامعه است؛ زیرا باعث پختگی و بلوغ اجتماعی در بازیکن و تماشاچی می‌شود


 


o      دست‌یابی به اخلاق حسنه و شخصیت بهتر و سالم


تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که ورزش باعث اصلاح رفتارهای فردی و اجتماعی و بهتر شدن اخلاق می‌شود و کمک می‌کند تا فردی بهتر و مفید باشیم. ورزش همچنین در رفتار معنوی و بینش ‌اجتماعی تأثیر داشته و زمینه‌ساز خلق و خوی بهتر و به وجود آوردنده شخصیت است. تربیت بدنی در رشد وتقویت ارزش‌های انسانی وارزش تعاون وهمکاری مؤثر است.


o      کمک به حافظه و انجام فعالیت‌های فکری، و تمرکز بهتر


ورزش علاوه بر حالات روحی، بر عملکرد ذهنی فرد و تقویت قوای آن، افزایش سلامت ذهنی و هوشیاری و تقویت قدرت تمرکز نیز مؤثر است. ورزشکاران نه تنها دارای توانایی و عملکرد بهتری هستند، بلکه بهتر نیز فکر می‌کنند. همچنین فعالیت حرکتی با فرایندهای عالی عقلی پیوندی استوار دارد. (ویست، و بوچر، 1987).


به هنگام ورزش، خون واکسیژن مورد نیاز به مغز بهتر و بیشتر رسیده و سرعت تفکر افزایش می‌یابد. و نیز سیستم عصبی تقویت یافته و عمل دماغ منظم می‌شود و در نتیجه کارهای فکری آسانتر انجام می‌گیرد. محققین می‌گویند: در موقع مطالعه و کارهای فکری زیاد، خون بیش از حد در مغز و کاسه سر به گردش درمی‌آید و گاه اختلالاتی در آن رخ می‌دهد. از این رو این افراد باید به ورزش و فعالیت‌های بدنی مناسب روی آورند، تا باعث استراحت مغز و اعصاب شوند و از اختلال در تغذیه و دفع سموم جلوگیری به عمل آورند. آنها می‌افزایند: اگر وضعیت حیاتی مغز و اعصاب (تنفس، جریان خون، تغذیه و دفع سموم) کامل نباشد، به تدریج کند ذهنی به وجود می‌آید و می‌تواند یکی از علل فراموشی باشد. همچنین بنابر توصیه انجمن آلزایمر، ورزش کردن در مدت زمان طولانی ممکن است خطر ابتلا به بیماری زوال عقل


 


o      تسهیل پیشرفت تحصیلی


با بهبودی روند کارهای فکری و تقویت حافظه پیشرفت تحصیلی نیز افزایش می‌یابد. پژوهش‌های ویست و بوچر حاکی از آن است که ورزش در افزایش پیشرفت تحصیلی و نمرات دانش‌آموزان تاثیر فراوانی دارد.  ایدسمور در پژوهش خود(1963-1961) دریافته است که دختران و پسران بسکتبالیست در امتحانات مدرسه‌ای خود به معدل بالایی دست‌ یافته‌اند. شافر و آرمر(1968) ضمن کنترل متغیر‌های هوش و برنامه درسی، پژوهشی را در مورد پیشرفت تحصیلی دو گروه از دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار انجام دادند. در این مقایسه روشن شد که سطح پیشرفت تحصیلی دانشجویان ورزشکار بالاتر از دانشجویان غیرورزشکار است


 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 20:45  توسط behnoosh  | 

 
 

تربیت بدنی و ورزش در مفهوم کلی کلمه، یک پدیده اجتماعی است که با اعتلای آن ،روابط افراد جامعه و سلامت جسم وروح آنها استحکام می یابد .بنابراین ،روابط اجتماعی و تربیت بدنی وورزش بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند و در تامین بهداشت روانی کودک و نوجوان وهمچنین در جهت گیری مطلوب جامعه بسیار موثر می باشد . بر اساس تحقیقات کارشناسان سازمان بهداشت جهانی در کشورهای صنعتی حدود ده درصد از افراد جامعه به نوعی به اختلال روانی مبتلا هستند از این رو بهداشت روانی که هدف آن سالم سازی محیط روانی و پیشگیری از اختلالات روانی است از اهمیت شایانی برخوردار است همان گونه که بیماریهای جسمانی سلامت جسم انسان را تهدید می کند، برای سلامت روانی نیز خطراتی غیر قابل اجتنابی وجود دارد . در زندگی هر شخصی لحظات حساس ،موقعیتها و پیش آمدهای ناگوار وجود دارد. چگونگی تاثیر این گونه رویدادها بر روی شخص و نحوه برخورد شخص با آنها از نقطه نظرات سلامت روان بسیار حائز اهمیت است خانواده، مدرسه ، جامعه سه عامل مهم در بروز و ظهور بیماریهای روانی محسوب می شوند .نتیجتا" در هر برنامه و طرح بهداشت روانی باید هر سه عامل فوق مورد توجه قرار گیرند .محیط روانی انسان شامل کلیه عواملی است که روی رفتار وی اثر می گذارد بسیاری از آشفتگیها وسرگشتگیهای روانی و اعتیاد نتیجه روابط شخص با افراد خانواده و اجتماع است . بنابراین در پیشرفت بهداشت روانی هر جامعه ،کلیه افراد آن از هر طبقه و گروهی اعم از مقامات مذهبی ،اداری ،آموزشی وقضایی وظایف خطیری ر ابر عهده دارند.بهداشت روان کودکان به خصوص بهداشت روان دانش آموزان است که یک سوم کل جمعیت را تشکیل می دهند .مهم جلوه می کند. هر روز صبح بچه ها را به دست مکان آموزشی به نام مدرسه می سپاریم وظهر ویا عصر آنها را تحویل می گیریم.در این مدت چه اتفاقاتی ممکن است برای آنها رخ دهد؟ باید کاری کرد که بچه ها در این مدت آسیب نبینند. از کجا باید آغاز کرد؟ باید از مدرسه آغاز کرد،زیرا کودک تا هفت سالگی در آغوش خانواده است و از۷تا۱۸ سالگی در اختیار مدرسه قرار می گیرد .شخصیت یک فرد هم تا قبل از۱۸سالگی شکل می گیرد .یعنی نمی توان گفت که یک فرد تا ۱۸ سالگی طبیعی بوده اما بعد از آن دچار اختلال شده است از این رو، بسیار مهم است که مربیان یا افرادی که با بچه های سنین مدرسه سروکار دارند، بدانند که چگونه با بچه ها صحبت کنند. با توجه به مقدمه فوق در تعریف بهداشت روانی باید گفت : بهداشت روانی عبارت از پیشگیری از پیدایش بیماریهای روانی و سالم سازی محیط روانی است تا افراد جامعه بتوانند با برخورداری از هر یک روان متعادل با عوامل محیط خود روابط صحیح برقرار کرده و در راه رسیدن به هدفهای متعالی خود پیروز شوند. بهداشت روانی مشمول عام دارد و شامل کلیه افراد و گروههای جامعه است وتنها منحصر به بیماران روانی نیست .به عبارت دیگر بهداشت روانی یک امر همگانی است و به تمام طبقات و گروهها اعم از پیرو جوان وکودک و بزرگ مربوط میشود . فعالییت اصلی در مورد بهداشت روانی این است که اساسا" نباید گذاشت بیماری روانی به وجود آید .اگر ناراحتی عصبی ناشی از فشارهای درونی یا محیطی حادث شد باید پیشگیری کرد که تبدیل به ناراحتی روانی نشود .گروهی از محققان بر این باورند که فشارهای روحی،ذهنی و عاطفی میتوانند تقریبا تمام بیماریهایی را که به صورت ژنتیکی فرد مستعد آنهاست بوجود بیاورند. این بیماریها شامل:آسم،سرطان،اختلالات و آشفتگی گوارش وامراض قلبی می شود. تمام این بیماریها و همچنین دیگر بیماریهایی که در خانواده شایع بوده اند. آنچه که مسلم است جامعه نمیتواند و نباید موضوع بیماریهای روانی را امری شوخی وسرسری تلقی کند. جامعه نیاز به انسانهایی دارد که نه تنها از سلامت جسمانی برخوردار باشند بلکه از سلامت روانی نیز بهرمند باشند. از آنجا که منشائ بسیاری از ناراحتیهای روانی ، خانواده ، مدرسه و اجتماع و در بعضی موارد سستی مبانی اعتقادی خود شخص است . باید در فعالییتهای بهداشت روانی به همه عوامل فوق توجه لازم مبذول گردد. و در ارائه چنین خدمت مردمی باید مدارس، دانشگاهها ، مساجد ، بازار ، کوچه و خیابان به مراکز آموزش متقابل وکمک اخلاقی ،معنوی و انسانی مبدل شوند و در ارتباط صحیح با مردم قرار گیرند. تربیت بدنی وزارت اموزش و پرورش در پی تحقیق سیاستهای خود مبنی بر ایجاد فرصت و زمینه در کسب سلامتی جسمانی وروانی دانش اموزان پسر و دختر آموزشگاهای کشور از طریق فعالیتهای ورزشی همواره تلاش دارد تا با اقوال نظری وافعال عملی ،اذهان عموم،والدین، مدیران مدارس ،مربیان ورزش ،مسئولین کشور ودست اندرکاران علم تربیت را متوجه این پدیده با ارزش یعنی سلامت تن وروان بنماید. ورزش عبارت است "از حرکت منظم ومکرر بدنی برای دستیابی به توانایی ، چالاکی و سلامت بیشتر ."واز طرفی بهداشت روانی مبتنی بر سه اصل است که عبارتند از : ۱) نگاه داشتن وتامین سلامت فکر ۲) ریشه کنی عوامل بیماریزا وجلوگیری از ابتلا به اختلالات روانی . ۳) ایجاد زمینه مناسب ومساعد برای رشد وشکفتن شخصیت واستعدادها تا کمال ظرفیت آنها

 

● تاثیر ورزش در رشد وپرورش اجتماعی کودکان ونوجوانان تربیت بدنی و ورزش در مفهوم کلی کلمه، یک پدیده اجتماعی است که با اعتلای آن ،روابط افراد جامعه و سلامت جسم وروح آنها استحکام می یابد .بنابراین ،روابط اجتماعی و تربیت بدنی وورزش بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند و در تامین بهداشت روانی کودک و نوجوان وهمچنین در جهت گیری مطلوب جامعه بسیار موثر می باشد .فعالیتهای ورزشی فرصتی را ایجاد می کند که افراد با تعامل یکدیگر هدفها را مشخص می کند ووظیفه ای را به عهده گرفته واز نتیجه کار گروهی بهرمند می شوند . در این میان، بازی به عنوان یکی از اجزای مهم تربیت بدنی ،دارای نیروی بالقوه ای است که به کودکان ونوجوانان در بر قراری رابطه بهتر و ایجاد یک نیروی اجتماعی پویا در جامعه کمک می کند. و کاول در تامین نیازهای فردی و اجتماعی در تحیقات خود بر کودکان آمریکایی،به این نتیجه رسید که بازیهاوورزشها وفعالیتهای مشابه به کودکان و نوجوانان می آموزد که خود را در گروه به صورت یک عضوفعال در آورندوبه عنوان یک عضو مورد قبول واقع شوند. و آنها از این طریق دست به تجربه های اکتسابی زده و نیازبه تعلق اجتماعی خویش را ارضا نموده و با اصلاح مناسبات اجتماعی به ایجاد آرامش خاطر دست می یابند که این امر در رشد وتامین بهداشت روانی آنان بسیار موثر می باشد .در نهایت، نقش سازنده و فوائد ورزشهای جمعی در رشد اجتماعی و تامین بهداشت روانی کودکان ونوجوانان را فهرست وار ذکر می نماید: ۱) تقویت حس همکاری و تعاون . ۲) قدرت اراده وتصمیم گیری. ۳) ایجاد وتقویت قدرت ابتکار. ۴) از بین بردن روحیه بی تفاوتی و ایجاد انگیزه پیروزی. ۵) رعایت حقوق دیگران. ۶) اجتماعی نمودن ودرمان انز واطلبی.

 

● تاثیر ورزش در ارضای نیازهای روانی کودکان ونوجوانان: فرد انسانی علاوه بر نیازهای جسمانی که استمرار ذات او را موجب می شوند دارای نیازهای عاطفی از قبیل محبت، امنیت، احساس ارزش، تعلق به گروه، بیان وابراز خود، پیشرفت،پذیرفتگی ونیازهای شناختی وزیباشناسی نیز می باشد. عدم ارضای این نیازها موجب بروز مشکلات در بزرگسالی شده و منشائ اختلا لات و نابسامانیهای روانی آن دوران می گردد وموجبات غلیان هیجانات درونی فرد را فراهم می آورد .در نتیجه این اختلالات ،افسردگی ،خمودی، خستگی،پریشانی به فرد دست می دهد واو را در انجام امور محوله بی تفکر وکم کار و ضعیف می سازد. تربیت بدنی وورزش به عنوان وسیله ای موثر جهت پاسخ به نیازهای روانی محسوب می گردد که کودکان ونوجوانان می توانند با بهره گیری ازآن به ارضای نیازهای خود بپردازد و تمایلات درونی خود رابیان دارد . همچنین کسب تجربیات لازم در زمینه های گوناگون فعالیتهای ورزشی مطابق با استعداد و علاقمندی خود،کودکان و نوجوانان را قادر می سازد تا به شیوه ای مثبت به ابراز خود بپردازد وتوانایی وکارایی خود راآشکار سازند. بدین ترتیب ،مقبولیت فرد توسط دیگران به میزان قابل ملاحظه ای افزایش یافته و نیاز به عزت نفس واحساس ارزش درآ نان ارضا خواهد شد.مشارکت و همکاری کودکان در ارائه یک فعالیت ورزش جمعی وسیله ای مناسب جهت ارضای تمایلات تعلق به گروه وتقویت روح تعاون وحس همکاری در آنان به شمار می رود .این عامل ،شرایط مناسبی جهت ابراز محبت متقابل وبهره گیری از محبت یکدیگررا فراهم می آورد. علاوه بر این اثار وفعالیتهای سودمند ورزش موجب افزایش دانش واطلاعات ،راهنمای غیرمستقیم درحل مشکلات وآشکار نمودن نحوه نگرش صحیح به امور و عواقب ناگوار می گردد. لذا ورزش تاثیراتی مطلوبی در ارضای نیازهای شناختی وپرورش روح زیباشناسی فرد خواهد داشت و از این طریق بر احساس امنیت کودکان ونوجوانان می افزاید و موجبات کاهش و رفع فشارها،بر طرف کردن ترسها واضطرابها،گشودن عقده هاو کسب رضایت وتامین بهداشت روانی کودکان ونوجوانان می کند.

 

 ● تاثیر ورزش در پرورش استعدادها ورشد علاقه مندی کودکان و نوجوانان: نیاز و استعداد را می توان مبدا حرکت انسان به سوی تکامل و تعالی انسان معرفی کرد. در مسیر رشد و تکامل انسان،باید استعدادهای نهفته در درون او را شناخت وبارور کرد.مسلم است که بهترین زمان کسب توانایی، دوران نوجوانی است.از نظر فلسفی،علمی و تحقیقاتی بهترین وسیله برای کمک به نوجوانان در کسب قابلیت ها ،حرکت،بازی و ورزش می باشد. در کنار کسب تواناییها ،استعدادها شکوفا می شوند .هر انسانی استعداد های گوناگونی دارد .با بهره گیری صحیح از بازی و ورزش می توان استعدادهای ذهنی ،عقلی،ادراکی،جسمانی و مهارتی را در کودکان و نوجوانان رشد داد ودر اثر ان ظرفیتهای اخلاقی،تربیتی،عاطفی واجتماعی انها را بالا برد.در اثر اجرای فعالیتها و بر نامه های ورزشی هم استعدادهای تحصیلی رشد خواهد کرد.وهم استعدادهای ورزشی. به طوری که تحقیقات انجام شده در ایران نشان می دهد بین شرکت در فعالیتهای ورزشی و استعدادهای تحصیلی رابطه مثبتی وجود دارد واین یافته ها موید این امر است که نو جوانان در محیط ورزشی"یاد می گیرد که ماهرانه حرکت کند" و در مسیر یاد گرفتن ،استعداد های او شناخته میشود. ارزش و تاثیر مهم دیگری که بازیها و ورزشها در زندگی کودکان و نوجوانان دارند این است که پرورش استعداد ها موجب رشد علاقه مندی های انان می گردد که این امر در زندگی واز جهت رشد وتامین بهداشت روانی ارزش فراوانی برای کودکان و نوجوانان دارد.تجربه های حاصل از فعالیت های ورزشی در ایجاد رغبتها و تمایلات وپی بردن به تواناییها و استعدادها، که از مبانی بهداشت روانی فرد به شمار می روند، اثرات سودمندی داشته وبنا به گزارش مشاوران مدارس علاقه مندیها و گرایشات طبیعی به فعالیتهای ورزشی وسرگرمی ها به صورت وسیله ای برای شناخت خود ومحیط وابزاری برای ارضای نیازهاوپرورش استعدادها ورشد علاقه مندی ورهنمونی برای زندگی تحصیلی و شغلی اینده کودکان و نوجوانان بکار برده می شود.

 

● تاثیر ورزش در رشد وپرورش اخلاقی کودکان و نوجوانان: منظور از جنبه اخلاقی،جهت دادن به تمایلات و انگیزه های کودک ونوجوان است تا بتوان از این طریق او را در مسیر صحیح هدایت قرار داد.کودک و نوجوان از نظر اخلاقی بی طرف است و بیشتر از جنبه های فطری و غریزی خود متاثر می شود.اعمال وخواسته های او هم تحت تاثیر نیازهای زیستی و غریزی و بازی قرار دارد به این ترتیب،بازی،میدان تمرینی برای ارزش گذاری و جهت گیری تمام رغبت ها،هیجانهاو عواطف و گرایشهای فطری کودک است و مفاهیمی چون نوع دوستی،تعاون،ایثار،صبر واستقامت را به طور ناخود اگاه به او می اموزند. مهمترین عاملی که انگیزه های کودک را در مسیر رشد صحیح قرار می دهد،گنجاندن ارزشهای اخلاقی در بطن بازیها و ورزشهای نشاط انگیز است.این ارزشها باعث می شوند که کودکان ونوجوانان از بازی لذت ببرند وبرای رسیدن به انها تلاش کنند. کودکان ونوجوانان در مو قعیت لذت ناشی از بازی و ورزش با معانی ارزشهای اخلاقی-هماهنگی و ارتباط برقرار می کنند.این ارتباط بین ورزش و لذت پلی است تا کودک را عادتا در زندگی فردی معتقد و مقید به اصول اخلاقی بار اورد.تجارب ورزشی،روند تمایلات مثبت و رضایت خاطر افراد را بهبود داده وموجب رشد سجایا و خصایل اخلاقی وموجب اصلاح رفتارهای ناشایست می گردد وافراد را نسبت به خود مهربان ،خوش عاطفه و از نظر احساس مسئولیت ،احترام به قانون وتلطیف عواطف فردی واجتماعی وبه طورکلی درحصول به اهداف بهداشت روانی می سازد. برای این که بتوانم منظورم را از این اشاره به خوبی بیان کرده باشم،باید تقاضا کنم این بار که به حیاط مدرسه رفتید و بازی بچه ها را شاهد بودید به دو حالت به خوبی دقت کنید:اول ابراز هیجانات بچه هنگام بازی(منظورم از بازی واقعا بازی است نه مسابقه جدی) ودوم حالت چهره انها پس از بازی هنگامی که به ابراز هیجانات بچه ها در بازی دقت می کنید احتمالا با این موارد مواجه خواهید شد:فراید برای جلب توجه همبازی ها،غریو شادی از به هدف رسیدن ،ابراز امادگی برای اقدام،برافروخته بودن چهره ناشی از تمرکزو امادگی،برانگیختگی زیاد ناشی از تلاش در حد توان،فریاد یا افسوس ناشی از ناکامی و ... اکنون به سراغ وضعیت دوم می رویم که بیان حالت چهره بچه ها پس از بازی است.در این زمان بیشترین حالتی که در چهره بچه ها دیده می شود "رضایت خاطر" است.حداقل ده ها بار از خود پرسیده ام که این رضایت خاطر که مکررا در چهره بچه ها پس از بازی می بینم از کجا ناشی می شود؟و نهایتا به این نتیجه رسیدم که رضایت خاطر بچه ها پس از بازی فقط به بردن،گل زدن و موفق شدن مر بوط نیست،بلکه به این واقعیت مربوط است که فرصتی را برای بیان عواطف،احساسات وهیجانات خودشان پیدا کرده اند.حتی زمانی که کودک فریادی از خشم می کشد،یا اهی از سر افسوس،به سلامت روانی وی کمک شده است.حداقل به دو دلیل :اول اینکه شاید تنها فرصتی برای این کودک باشد که بتواند به این سادگی و در کمال ازادی هیجان خود را ابراز کند.و دوم این که خیلی زود،حتی ممکن است پس از چند ثانیه که از خشم وافسوس وی گذشت،موقعیتی شادی اور فراهم شود وشما شاهد باشید که این کودک در منتهای شادی از اعماق وجودش می خندد.ایا شما به شیوه ای اشراف دارید که با استفاده از ان به کودکانتان بفهمانید که هیچ اندوهی در جهان پایدار نیست؟ مدیر گرامی : قطعا"شما نعمت سلامتی را از بزرکترین وبالاترین نعمات می دانید. بطور یقین شما به نشاط وشادابی وکودکان ونوجوانان توجه دارید واز سلامتی وشادابی آنها شما نیز شادمانید. شما بطور مسلم یکی از راههای کسب سلامتی و نشاط را فراهم نمودن زمینه های انجام فعالیتهای ورزشی می دانید. بنابراین، مدیر گرامی، شما که این سودمندیها را در فعالیتهای ورزشی سراغ دارید .به قدر توان و وسع ، مدرسه را با امکانات و تجهیزات ورزشی مجهز نمایید تا فرصت انجام این فعالیتها برای دانش آموزان فراهم شده وزمینه ایجاد فرزندانی سالم و برومند وبه تبع آن جامعه ای آزاد وسربلند از آن ما گردد.به این طریق است که مدرسه ایی که فرصت بیشتری برای فعالیت کودکان فراهم می کنند گامهای بیشتری را برای سلامت روانی آنان بر می دارند.

 

● درنتیجه: سلامت روانی وضعیت مطلوب تنظیم هیجانها ،صفتها وحالتها است . حرکت به شکل بازی تحت نظارت تربیتی مدرسه فرصتی مناسبی را برای تنظیم این هیجانات فراهم می کند و نهایتا سلامت روانی کودکان را افزایش داده باعث رشد و تعالی آنان میگردد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 20:27  توسط yasaman  | 

● تأثیر مد رسه د ر سلامت بهد اشت روان

 

● تأثیر مد رسه د ر سلامت بهد اشت روان

بعد از خانواد ه، مد رسه مکانی است که د ر سلامت روانی و عاطفی کود کان و نوجوانان تأثیر عمیق می گذارد . د ر د وره د بستان، کود ک خود را بهتر می شناسد و از طریق مشاهد ه و به کار بستن فرایند های فکری، شناخت او از د نیای حقیقی گسترش می یابد . کود ک د ر فراگیری مطالب به فعالیت های سازند ه علاقه نشان می د هد و تمایل د ارد هرچه را می آموزد ، به عمل د رآورد . گرچه تکامل فکری و منطقی کود ک و نوجوان د ر تکامل عاطفی او مؤثر است، اما رسید ن به بلوغ امری ساد ه نیست، بلکه مستلزم تحمل و غلبه برناکامی ها و فشارهای روانی زیاد ی است که کود ک یا نوجوان با آن ها مواجه می شود .

د ر موارد ی که کود ک به د لیل د اشتن والد ین مستبد و سختگیر یا د ر اثر تنبیهات آنان، قاد ر به ابراز وجود نیست و خود را د ر برابر د یگران ناتوان و حقیر می شمارد ، یا د ر اثر حمایت ها و مراقبت های بیش از حد والد ین، خود محور می شود و انتظار د ارد د یگران نیز به میل او رفتار کنند ، همچنین د رباره نوجوانی که د ر خانواد ه نابسامانی زند گی می کند و برای یافتن امنیت و جایگاه اجتماعی احتمال د ارد د ر خارج از خانه به گروه های بزهکار بپیوند د و د ر نمونه هایی از این قبیل که د ر آن ها، حل و فصل مشکلات خانواد ه، د شوار یا ناممکن است، این پرسش مطرح می شود که چه وقت و د ر کجا باید اشکالات و نارسایی های حاصل از تربیت کود ک د ر خانواد ه، اصلاح و جبران شود . بی ترد ید بهترین پاسخی که برای پرسش مذکور می توان یافت، مد رسه است. باید بپذیریم که اولیای مد رسه مسئول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگار و سلامت بهد اشت روانی کود کان و نوجوانان نیز هستند . مد رسه، محلی است که د ر آن، هر کود ک یا نوجوان به منظور برآورد ن نیازهای خویش و براساس تجربه های قبلی، رفتارهای متفاوتی از خود نشان می د هد . مثلاً د انش آموزی پرخاشگر و بی انضباط است، د یگری فعالیت و پشتکار د ارد ، سومی رهبری می کند و آن یکی رفتار لود گی را پیش می گیرد .

به نظر د انشمند ان، نظام تعلیم و تربیت مد رسه باید چنان باشد که د ر آن، هر د انش آموزی بتواند ، د وست د اشتن و د وست د اشته شد ن و احساس ارزش را تجربه کند . مد رسه رشد اجتماعی کود ک و نوجوان را سرعت می بخشد .

● روش های ارتقای بهد اشت روانی د انش آموزان

۱) اعتماد به نفس د انش آموزان را افزایش د هید . اعتماد به نفس مهارتی نیست که انسان بتواند خیلی سریع آن را کسب کند . بلکه خصوصیتی است که باید قد م به قد م و به آهستگی د ر شخصیت افراد شکل گیرد . با اختصاص زمان کافی و کمی تشویق و ترغیب می توان این کار را انجام د اد .

۲) از انتقاد بیش از حد از د انش آموزان بپرهیزید .

۳) نحوه مقابله با مشکلات را به د انش آموزان آموزش د هید تا بتوانند با مشکلات روبرو شوند و د ر پی حل آن ها برآیند .

۴) تجسم فکری مثبت را به د انش آموزان القاء کنید . به آن ها یاد د هید با تجسم فکری مثبت، به تمرین های تمد د اعصاب بپرد ازد و د قایقی از روز را د ر آرامش و سکوت به سر ببرد .

۵) برای تفکر و خود یابی به د انش آموزان فرصت بد هید . راجرز می گوید ، رفتار براساس احساس حاصل می شود و چون احساس د ر زمان حال به انسان د ست می د هد ، باید د ر برخورد با فرد ، رفتار کنونی مد نظر قرار گیرد تا افراد نحوه ابراز احساسات را یاد بگیرند .

۶) باید به افراد کمک کرد تا با محیط اجتماعی شان سازش پید ا کنند . البته این سازگاری می تواند ، هم با محیط د رونی فرد باشد و هم با محیط بیرونی او.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 7:47  توسط yasaman  | 

تاثير ورزش بر دستگاه گردش خون

-    ورزش و فعاليتهاي تربيت بدني موجب تقويت عضله قلب مي گردد . امروزه فعاليتهاي ورزشي بعنوان اقدامي جهت پيشگيري از بروز سكته هاي قلبي محسوب مي شوند .

-         در اثر ورزش عروق خوني گشاد شده و سبب تسريع جريان خون مي گردد .

-         ميزان هموگلوبين خون بيشتر شده و نتيجه كار انتقال اكسيژن به قسمت هاي مختلف بدن بهتر انجام مي شود .

-         ورزش مرتب راهي است مناسب جهت پيشگيري از بروز بيماري فشار خون .

-         ورزش مي تواند ميزان چربي خون را به حد متعادل برساند ، بجاي خوردن دارو بهتر است ورزش كنيد .

-         ميزان كلسترول خون در اثر تمرينات ورزشي بحد مطلوبي ميرسد ، خصوصا“ اگر با رژيم غذايي همراه باشد .

-         براي بيماران ديابتي ، ورزش بسيار مفيد است و قند خون را تا حد مطمئن پائين مي آورد .

-         با تقويت عضله قلب تعداد ضربان قلب در دقيقه كم شده و قلب با نيروي بيشتري خون را ارسال مي دارد .

-    با انقباض عضلات پا در حين ورزش خون راحت تر به قلب باز مي گردد و از بروز بيماري واريس در پاها جلوگيري مي نمايد .

-         كسانيكه ورزش مي كنند در صد بيشتري از دستگاه تنفس خود را بكار مي گيرند .

-         افزايش حجم تنفسي در طول روز و شب موجب دريافت اكسيژن بيشتر و رساندن آن به اندامهاي بدن مي شود .

-    كسي كه قابليت دريافت و مصرف اكسيژن را در حد بالا داشته باشد ، زود خسته نمي شود و كارآئي بيشتري خواد داشت .

-    افزايش حجم تنفسي در افرادي كه ورزش مي كنند موجب كاهش تعداد تنفس آنها در دقيقه شده و بر ميزان اكسيژن گيري هر بار تنفس مي افزايد .

نسبت به قلب هوشيار باشيد :

اگرشما متقاعد شده ايد كه ورزش كنيد آن را درست انجام دهيد . قبل از شروع با پزشكتان مشورت كنيد .

اگر :

-         پزشك به شما گفته كه ناراحتي قلبي يا سوفل قلبي داريد .

-         يك حمله قلبي داشته ايد .

-         كسي در فاميل شما ناراحتي يا حمله قلبي قبل از 55 سالگي داشته است .

-    اغلب در سمت چپ يا وسط سينه ، سمت چپ گردن ، شانه ، يا بازو در حين يا درست بعد از ورزش احساس درد يا فشار داريد .

-         اغلب احساس غش يا سرگيجه داريد .

-         احساس تنگي نفس بعد از يك كار مشخص داريد .

-         فشار خون بالا داريد كه تحت كنترل نيست يا اينكه نمي دانيد فشار خونتان چند است .

-         بالاي 60 سال هستيد و عادت به ورزش نداريد .

-         در يك وضعيت درماني هستيد مثل مصرف انسولين ، آرتريت

پزشك به شما مي گويد ورزش كنيد . دقت كنيد هر دفعه كه شما ورزش مي كنيد ، ابتدا 5 دقيقه گرم كنيد بعد از 5 دقيقه سرعت بگيريد . اين سرعت را براي 30-15 دقيقه حفظ كنيد . خستگي را به آرامي كاهش دهيد و سرد شويد . قدم بزنيد و براي 5 دقيقه طول دهيد . با هدف ورزش شما آرام و آهسته به بدنتان وقت دهيد كه به حالت نرمال برگردد . اگر هر زمان در طي خستگي احساس درد كرديد به آهستگي ورزش را كم كنيد و يا آن را قطع كنيد . به علائم هشدار دهنده بدنتان بي توجه نباشيد . هوشيار باشيد و از جراحت دوري كنيد .

 

چه چيزي براي قلب خوب است ؟

ورزش بايد تند ، قابل تحمل و منظم باشد . ورزشي كه تند است ضربان قلب و تنفس شما را افزايش مي دهد . بايد 30 دقيقه بدون توقف يك خستگي قابل تحمل را ادامه داد . ورزش منظم يعني تكرار فعاليتها حداقل 3 بار در هفته كه خيلي هم مشكل نيست . جدول زير مثالهايي از دو نوع ورزش را نشان مي دهد . انتخاب يك فعاليت تحت عنوان ستون كمك كننده هاي بزرگ قلب يعني فعاليتي كه خودش قلب شما را در شرايط بهتر قرار مي دهد . انتخاب يك فعاليت تحت عنوان ستون فعاليتهاي مناسب يعني اينكه فعاليت بايد در فرم تند و قابل تحمل انجام شده تا شرايط مناسب قلب را فراهم كند . يك فعاليتي كه از آن لذت ببريد انتخاب كنيد كه طرح آن مي تواند يك تفريح يا سرگرمي باشد  و شما بيشتر احتمال دارد از آن لذت ببريد .

تقويت كننده هاي قلب

1) كمك كننده هاي بزرگ قلب          :        2) ورزش مناسب قلب
اسكي مارپيچ                                          بسكتبال
ورزش و تفريح خارج از شهر                      دوچرخه سواري
طناب بازي                                            ورزش سبك
راهپيمايي سريع                                       اسكي روي تپه
پاروزدن                                                هندبال
دويدن درجا                                           اسكواش
پازدن دوچرخه                                        شنا
بالا و پايين پريدن                                     تنيس

چگونه ضربان قلب را بدست مي آوريد ؟

بعد از هر بار خستگي ضربان قلب را اندازه بگيريد . قلب شما بايد از حالت نرمال در طي ورزش سريعتر بزند . اينكه چقدر سريعتر بزند بستگي به سن شما دارد . هر كس يك هدف براي ضربان قلب دارد ، تعداد ضربان قلب شما در دقيقه بايد در حد منطقه هدف شما باشد تا ورزش را مناسب قلب شما كند . اگر ضربان كمتر از حد هدف باشد كمتر به قلب كمك مي كند . خسته شدن بيش از حد هم براي قلب شما مضر است . منطقه هدف خود را از جدول زير بوسيله سن خود پيدا كنيد  

ضربان قلب بهداشتي

سن                      منطقه هدف

20 سال                   150-120 ضربان در دقيقه

25 سال                   146-117 ضربان در دقيقه

30 سال                   142-114 ضربان در دقيقه

35 سال                   138-111 ضربان در دقيقه

40 سال                   135-108 ضربان در دقيقه

45 سال                   131-105 ضربان در دقيقه

50 سال                   127-102 ضربان در دقيقه

55 سال                   120-99 ضربان در دقيقه

60 سال                   116-93 ضربان در دقيقه

70 سال                   113-90 ضربان در دقيقه

 توصيه هاي مفيد قلب

شما در راه خود هستيد ! شما يك ورزش براي داشتن يك قلب سالم انتخاب كرده ايد كه لذت ببريد . در اينجا به شما براي شروع ورزش توصيه هاي مفيد مي شود .

1.  برنامه ورزش خود را به سادگي شروع كنيد . اگر روي فرم نيستيد بهتر است از يك قدم زدن ساده شروع كنيد و هدفهاي مناسب ايجاد كنيد و به سمت آن حركت كنيد .

2.     از كسي بخواهيد كه به شما ملحق شود .

3.  روي فعاليت داخل يا خارج از منزل تصميم بگيريد . فعاليتها را همين حالا شروع كنيد و از اينكه حوصله تان سر رود جلوگيري كنيد و به آن در حد مناسب تنوع دهيد .

4.  ورزش را قسمتي از زندگي تان كنيد . زماني را براي قبل از كار يا بعد از كار ، در طي ساعت ناهار هر وقت براي شما راحت است براي ورزش بگذاريد . يك برنامه تهيه كنيد و به آن بچسبيد .

كليد بهداشت و شايستگي را در زندگي تان حفظ كنيد . از كليد بهداشت قلب استفاده كنيد . به طور منظم و صحيح ورزش كنيد . به پيشگيري از بيماري قلبي توسط ورزش كمك كنيد . به ورزش برگرديد .

راهنماي كلي

1.     آيا فشار خون شمااز mm/Hg90/140 بيشتر است ؟

2.     آيا كلسترول خون شما بالاي سطح مضر_ mg/d1(200)_ است ؟

3.     آيا سيگار مي كشيد ؟

4.     آيا كمتر از 3 بار در هفته ورزش سريع انجام مي دهيد ؟

5.     آيا اضافه وزن داريد ؟

6.     آيا مرض قندي داريد ؟

7.     آيا والدين شما حمله قلبي داشته اند ؟

8.     آيا مرد هستيد ؟كساني كه به اين سئوالات جواب مثبت مي دهند از كسانيكه جواب منفي داده اند بيشتر در معرض خطر بيماريهاي قلبي عروقي هستند (7 برابر) . هريك از 3 فاكتور چربي خون ، فشار خون و سيگار قابل تغيير هستند

-  آخرين هدف

شما مكانيك قلب خودتان هستيد . حالا آن را مدتي آهسته ، پيشرفت پيوستي و منظم بگيريد . كه بهتر از عدم پيشرفت است . حفظ منظم به موتور شما (قلب شما) براي يك زندگي طولاني كمك مي كند . اين زندگي و سلامت شماست و مي توانيد در مورد آن اقدامي انجام دهيد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 15:46  توسط atefe  | 

سلام

سلام

ما بچه هاي فرزانگان تنكابنيم واين وبو براي تحقيقمون درباره ي بهداشت و روان درست كرديم



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 15:30  توسط yasaman  |